... و
سرانجام
بانو هن و
یانگوم
یکدیگر را می
شناسند و
مادام هن از
خصوصیات
مادر یانگوم
به او می گوید
و جاهایی که
او دوست داشت
و ..

یانگوم هم
چگونگی کشته
شدن مادرش را
به بانو هن می
گوید و بانو
هن متوجه می
شود که قاتل
میونگ بانو
چویی و
همدستانش
بوده اند...

یانگوم بانو
هن را سریعاً
برای نشان
دادن نامه ای
که مادرش
باقی گذاشته
بود می برد
ولی متوجه می
شود که نامه
سر جایش نیست!

در همین زمان
دایی
گیومیونگ به
او بسته ای می
دهد و به او می
گوید نباید
اشتباهی
بکند!

بانو هن
سریعاً
یانگرو را
فراخوانی می
کند و از او
سوال می کند
که چه کسی به
او گفته
مدارک
حسابداری را
بدزدد و چون
او از گفتن
این موضوع
امتناع می
ورزد او را
حبس می کند تا
حقیقت را
بگوید.

بانو هن به
یانگوم می
گوید که هم
اینک مادام
چویی می داند
که او دختر
میونگی است و
به هر قیمتی
شده جان او را
می گیرید و
جانیش در خطر
است...
گیومیونگ از
مفقود شدن
یانگرو مطلع
می گردد و او
را جستجو می
کند... و قصد
دارد در غذای
شاه سم بریزد
که در همین
حین بانو هن
او را
فراخوانی می
کند و او موفق
به انجام
اینکار نمی
شود.

مادام هن
مجبور می شود
برای محافظت
از جان
یانگوم ..
مادام چویی و
گیومیونگ را
از قصر دور
کند لذا آنها
را از جمله
یانگرو را
کاملاً به
مهمانسرا
منتقل می کند...


مادام هن به
یانگوم می
گوید مادام
چویی برای
مدتی می
تواند خارج
قصر باشد و
تنها کسی که
می تواند در
این وضعیت به
آنها کمک کند
افسر مین جو
است از
یانگوم می
خواهد قبل از
آنکه او از
ناحیه خارج
شود او را
بیابد و
موضوع را به
او اطلاع دهد
مادام هن
همچنین از
یکی از
بانوان
قدیمی دربار
به عنوان
شاهد قضیه
مینوگی کمک
می خواهد ولی
بانوی قدیمی
امتناع می
ورزد.

یانگوم هم
برای یافتن
افسر مین جو
از داگو کمک
می گیرد.

یانگوم
سرانجام
موفق به
ملاقات افسر
مین جو می شود
و از او کمک می
خواهد.

داگو هم افسر
مین جو را به
صرف نوشیدنی
دعوت می کند و
چاقوی 7 پرنده
به جای مانده
یانگوم را از
مین جو قرض می
گیرد ولی زن
داگو آن را از
داگو به زور
می گیرد...

افسر مین هم
مجدداً
یانگوم را
ملاقات می
کند و به او می
گوید
نتوانسته
است مدارکی
مرتبط با پدر
او برایش
بیابد
هم اینک
گیومیونگ و
چویی مطلع می
شوند که شاه
قرار است به
چشمه آب گرم
برود و
پزشکان این
سفر را مناسب
می دانند و
آخرین توصیه
های ضرروری
قبل سفر را می
کنند...

همه کارهای
مرتبط با
مسافرت شاه
انجام می شود
و چون مادام
هن به منطقه
چشمه وارد
است و می داند
اردک های
آنجا بسیار
مشهور هستند ...
تصمیم می
گیرد از اردک
های همان
ناحیه
استفاده کند.
سرانجام همه
عازم ناحیه
چشمه آب گرم
می شوند بانو
هن ، یانگوم
را برای خرید
اردک به شهر
می فرستد

ولی
یانگوم
اطلاع ندارد
که جاسوسان
چویی هر لحظه
مراقب او
هستند...

اردک برای
طبخ آماده می
شود و شام
مهیا می گردد...

شاه پس از
استحمام در
چشمه آب گرم ،
اردک
پیشنهاد شده
مادام هن را
می خورد و از
آن تعریف می
کند...

در حالیکه
یانگوم در
فکر بود
مادام هن از
او می خواهد
تا او را به
جایی ببرد ...

و او را به
زادگاه
مادرش که در
آن منطقه بود
می برد و از او
می خواهد که
پدربزرگش را
ببخشد!

و در این حین
افراد چویی
که یانگوم و
بانو هن را
تعقیب می
کرند سعی در
آسیب رساندن
به آنها را
دارند که
ناگهان
محافظان مین
جو مانع می
شوند ...

یونسنگ و
بانو مین
شبانه به سوی
چشمه آب گرم
می روند و
یونسگ که دلش
به خاطر
یانگرو
سوخته بود
قصد دارد
برای او از آب
چشمه ببرد...

بانو مین هم
موفق می شود
که پایش را در
چشمه آب گرم
قرار دهد!!!

شاه از بانو
هن می خواهد
که قبل از
بازگشت به
قصر یکبار
دیگر از
خوراک اردک
برای او تهیه
کند زیرا
ذائقه اردک
های این
ناحیه
متفاوت است...

ولی
بلافاصله پس
از بازگشت از
قصر ، به همه
خبر می رسد که
حال پادشاه
بسیار وخیم
است و این
موضوع نقطه
شروع تمام
مصیبت های
بانو هن است و
...
