دلخوشي ها و دلتنگي هاي دانشجويي

 
images/20061018/00.jpg
 
بدون شک ، يکي از خاطره انگيزترين دوران زندگي ، دوران دانشجويي بويژه ترم اول دانشگاه است. اولين تجربه زندگي مستقل در فضايي غير خانوادگي با همه جذابيت ها و دردسرهاي زندگي جمعي در کنار احساس دانشجويي و دلخوشي هاي آن ، ويژگي خاصي به اين دوره مي دهد.
رفتار دانشجويان تازه وارد و سال اولي در فضاي دانشگاه به طور کامل مشهود است. با همه سرخوردگي ها و مشکلات صنفي و عاطفي که نشاط و انرژي آنان را مي گيرد اما همچنان در نسبت با دانشجويان ترم بالايي و قديمي تر بيشتر بوي تازگي و خامي مي دهند. دانشجويان ترم هاي بالاتر به دليل گذراندن اين تجربيات و نزديک شدن به واقعيت هاي تلخ بيرون از دانشگاه کمتر به شيريني هاي دوران دانشجويي دلخوشند، اما دانشجويان تازه وارد از سويي به دليل شرايط سني و ويژگي دوران جواني که آميخته با شور و نشاط و تازگي است و از سويي به دليل اين که هنوز با فارغ التحصيل شدن و دوران سربازي و کاريابي فاصله دارند، بيشتر از فضاي دانشجويي بهره مي گيرند. به هر حال دوران دانشجويي با همه اين تلخي ها، خوشيها و سختيها و شيريني اش ، بهترين دوران زندگي هر انساني است که اين سرزمين رويايي را تجربه کرده باشد. همين حس دانشجو بودن يکي از لذت بخش ترين ويژگي هاي اين دوران است ، حس دانشجويي يعني حس نخبه بودن ، ممتاز بودن ، برتر بودن و قابل احترام بودن است. حسي است که اعتماد به نفس و غرور در کنار افتخار و حس توانمندي در آن موج مي زند و دانشجو سوار بر اين موج لذت مي برد و گاهي به ديگران بويژه هم سن و سالان خود فخر مي فروشد و خود را شايسته توجه و احترام بيشتري مي داند.چه بسا افرادي که تنها به دليل ملقب شدن به اين لفظ فريبنده ، رنج کنکور و درس و بحث را مي خرند تا کساي دانشجويي برتن کرده باشند. برخي با همين افتخار دانشجو بودن به خواستگاري مي روند و زماني پيشتر، البته تنها همين امتياز براي رسيدن به همسر مورد علاقه کافي بود.
نماد بيروني اين حس نيز کارت دانشجويي و کيف سامسونت است. البته مي شود ريش پرفسوري و عينک و پيپ را هم به آن اضافه کرد. نشانه شناسي و زيبايي شناسي دانشجويي بدون اين ابزار ها و علائم قابل فهم نيست. در واقع اين ابزارها و رفتارها بروز نمادين حس دانشجويي است که لذت شيرين آن در ذهنيت دانشجويان محقق مي شود. در اين خصوص به دست گرفتن کتابهاي قطور با عنوان ها و موضوعات پيچيده بويژه در جاهاي عمومي و خانوادگي نيز براي گسترش ابهت دانشجويي تداوم مي يابد.

دانشگاه هاي باکلاس


يکي ديگر از دلخوشي هاي دانشجويي ، دانشگاهي است که فرد در آن تحصيل مي کند. ابتدا نوع دانشگاه يعني سراسري ، آزاد، روزانه ، شبانه ، پيام نور، غير انتفاعي و... محل مناقشه قرار مي گيرد. دانشجويان دولتي همواره خود را شايسته تر از ديگران مي دانند و در اين ميان دانشجويان روزانه نسبت به شبانه ها احساس برتري مي کنند، پس از اين نوبت به دانشگاه و شهر محل تحصيل مي رسد. دانشجويان مستقر در تهران خود را بالاتر از دانشجويان مثلا علامه طباطبايي مي دانند، همچنين رشته تحصيلي به عنوان يکي از مهمترين عوامل رقابت بويژه در ترم اول تبديل مي شود، به فرض دانشجويان پزشکي يک سر و گردن خود را بالاتر از بقيه مي بينند يا مثلا در علوم انساني دانشجويان حقوق چنين حسي دارند. در شب نشيني هاي خوابگاه ، بازار رقابت هاي رشته اي داغ است و هر کس امتيازات و برتري هاي رشته خود را به رخ ديگران مي کشد، دامنه اين کشمکش ها گاهي تا تيپ و قيافه استادها و همکلاسي ها و شکل دانشکده و مسائل ديگر نيز کشيده مي شود. دلخوشي هايي که بويژه پس از فارغ التحصيلي و در فراز و نشيب کاريابي به بهانه طنز و پوزخند خود دانشجو تبديل مي شود و اين که به واقع دلشان به چه چيزهايي خوش بود. وقتي در جامعه اي همواره اين ظواهر و روبناها، معيار و ملاک قضاوت قرار مي گيرد دلخوشي هاي دانشجويان اين قشر نخبه و ممتاز نيز از اين ظواهر فراتر نمي رود.

دل خوش ،سيري چند؟


جالب است به جاي اين که مطالعه و تحقيق بيشتر معيار ارزشيابي قرار گيرد، شب امتحاني بودن و يک شبه درس را پاس کردن ارزشمند مي شود. آنهايي که تجربه دانشگاه و خوابگاه را پشت سر گذاشته اند، مي دانند که پس از گذراندن 2 تا 3 ترم دانشجو به قول سهراب سپهري همواره مي پرسد دل خوش سيري چند؟ زماني همه ذوق و شوقها و احساس شيرين دانشجو بودن رو به زوال مي گذارد و واقعيت هاي تلخ تحصيل و شغل و آينده از پشت پرده هاي غفلت خارج مي شود، ديگر آن بهانه هاي ساده خوشبختي حتي لحظه اي مايه دلخوشي دلي قرار نمي گيرد. ناگفته نماند دلتنگي هاي دانشجويي هم کم نيست. دوري از شهر و ديار و خانواده و دشواري هاي زندگي جديد، بهانه هاي هميشگي براي دلتنگي هاي دانشجويان است بويژه دختران که هرازچندگاهي چشمانشان قرمز مي شود و دلهاي نازکشان به درد مي آيد، غروب هاي جمعه و روزهاي تعطيل در خوابگاه دلگيرتر از جاهاي ديگر است. سختي هاي زندگي در خوابگاه از يک طرف و دوري از خانواده از سوي ديگر بهانه اين همه دلتنگي است. بيماري و مريضي در غربت و بي پولي دوره دانشجويي نيز همواره بر ساحت تراژديک اين دوران حاکم است.

اتفاقات تلخ


اما زندگي در خوابگاه دشواري هاي همزيستي را نيز به دنبال دارد. درگيري و دعوا و کشمکش هاي هم اتاقي ها يکي از اتفاقات تلخ دانشجويي است. آثار سوئ اين حوادث گاهي تا سالهاي سال بر زندگي دانشجو سايه مي اندازد و همواره او را آزار مي دهد و اما يکي از دلتنگي هاي قدرتمند و اثرگذار در اين دوران قصه عشق و عاشقي دانشجويان است.
شرايط سني و صنفي به اين بحث دامن مي زند و کم تجربگي و جوان بودن بر قصه پرغصه عاشقي در دوران دانشجويي مي افزايد. اين دلخوشي ها و دلتنگي ها و اثرپذيري عاشقانه گاهي آن چنان عظيم و قدرتمند است که سرنوشت علمي و عملي و زندگي اجتماعي و فردي افراد را تحت الشعاع خود قرار مي دهد، چه بسا دانشجوياني که به دليل شکست در اين واقعه ، ترک تحصيل کرده اند و چه بسا افراد ديگري که به اين بهانه ، قله هاي ترقي علمي را طي نموده اند. به هر حال دوران دانشجويي تجربه کوتاهي از همه زندگي است و با همه تلخي ها و خوشي هايش يکي از بهترين دوران عمر آدمي است. دلخوشي ها و دلتنگي هايي که در فضاي غيررسمي دانشگاه ، آنچه که زيست دانشجويي ناميده مي شود تبلور دارد و در طول زندگي همچون يک مانيفست خاطرات بر جهان آدمي حاکم است. دلخوشي ها و دلتنگي هايي که هميشه دوستشان داريم.

 


 

 

 

جستجو
WWW Tafrihi

Copyright 2005 Tafrihi.com  All rights reserved




 
 

ارسال اين صفحه براي دوستانتان

مشخصات شما :
اسم شما: *

ايميل شما: *

مشخصات دوستان شما :
ايميل دوستان شما: *

ايميل دوستان شما 2:

ايميل دوستان شما 3:

 پيغام: (optional)

Created by Tafrihi