بمناسبت
درگذشت
مرتضی
ممیز،
گرافيست
سرشناس
ايران،
گفتگویی
انجام
دادیم با
تعدادی از
هنرمندانی
که از
نزدیک با
مرتضی
ممیزی
آشنا
بودند و
درباره
وجوه
مختلف
زندگی این
شخصیت
نکاتی را
بیان
کردند.
ممیز جسور
پریما
شاهین
مقدم –
هنرمند
ایرانی
مقیم لندن
اولین
تصویر من
از ممیز
برمیگرده
به سالیان
پیش
زمانیکه
یک دختر
بچه پنج
ساله بودم
و با جدیت
تمام به
دنبال
نقاش شدن
بودم و
اولین بار
کارهای
ممیز را در
مجموعه "کتاب
هفته"
دیدم.
بعدها به
یک
نمایشگاهی
رفتم که در
یکی از
آثار،
تعدادی
زیادی
چاقو از
سقف
آویزان
شده بود به
شکل
بارانی از
چاقو. اثر
متعلق بود
به مرتضی
ممیز و
نشانی از
ترس
قدیمیش از
چاقو. دیدن
این اثر
تحول
عظیمی در
دید هنری
من ایجاد
کرد، که می
شد انقدر
متفاوت به
هنر نگاه
کرد.
کارهای
او همه جا
بود... درون
مجلات،
آرم
سازمانها
و شرکتهای
دولتی و
خصوصی و
حتی
ماشینی که
سوار می شی (
اشاره به
طراحی آرم
برای یکی
از
شرکتهای
خودروسازی
در ایران ).
جسارت
بیان او
همیشه بر
ذهن من نقش
می بست.
هیچگاه
افتخار
شاگردی
ایشون را
نداشتم
ولی تاثیر
مرتضی
ممیز بر
زندگی
هنری من
همان سعی
در پیدا
کردن
جسارت و
بیان آن
بود. او
جسارت و بی
باکی را به
من آموخت.
ممیز
گرافیست
ابراهیم
حقیقی –
گرافیست و
کارگردان
فیلمهای
مستند
ممیز
مدام به
بهتر شدن
فکر می کرد
و عملگرا
بود. ممیز
شخصیتی
بود که
تمامی
خالی های
اطراف
خودش را می
دید و برای
پرکردن
اونها
تلاش می
کرد. ممیز
بعد از
اینکه
خالی
گرافیک
ایران را
در حد توان
خودش
پرکرد و
شروع کرد
به پر کردن
خالیهای
دیگر... مثل
آموزش،
بازتاب،
صنف.
ممیز
هنر ایران
را در جهت
مدرن می
خواست،
اما به قدر
توان و
تحول
مخاطبش و
نه آنچنان
که
سرسپرده
باورهای
کهنه و
قدیمی بشه.
ممیز جهان
اطراف
خودش را
زیبا می
خواست و
برای همه
چیز طراحی
می کرد از
اتاقی که
در اون کار
می کرد تا
مجموعه
آپارتمانی
که در آن
زندگی می
کرد تا
محله ، شهر
و کشور
خودش.
ممیز معلم
مصطفی
اسداللهی -
رییس
انجمن
گرافیستهای
ایران و
استاد
دانشگاه
 |
|
| از
راست ريف
بالا:
مصطفی
اسداللهی
- مرتضی
مميز. از
راست
رديف
پايين:
مسعود
سپهر -
ابراهيم
حقيقی |
ممیز
در سال 1347
گرایش
مستقل
گرافیک را
در
دانشکده
هنرهای
زیبا
دانشگاه
تهران
تاسیس کرد
و روشهای
تازه و
نوین در
مورد
تدریس
گرافیک را
برای
اولین بار
وارد
سیستم
آموزشی
کرد که در
زمان خودش
بسیار مهم
و پیشرفته
بود و
گرافیک را
در نظر
دانشجو
عوض کرد.
همونجور
که ایشون
در
کارخودشون
صاحب سبک
بودند در
کار معلمی
هم منحصر
بفرد و
صاحب سبک
بود. خواست
همیشگی
ایشون این
بود که
شاگردان
برروی پای
خودشون
مستقل و
جستجوگر
باشند.
کلاس
ایشون
هیجان
خاصی داشت
و افراد
زیادی
همیشه
دوست
داشتن که
در
کلاسهای
ایشون
شرکت بکنن.
ممیز شخصی
مسعود
سپهر –
گرافیست
با
ممیز
زمانیکه
که در
اواسط دهه
هفتاد
میلادی در
خارج از
ایران
دانشجو
بودم،
آشنا شدم.
در
بازگشتم
به ایران
در سال 1359
رفتم و
ایشون را
پیدا کردم
و کارهام
را نشون
دادم. خیلی
زود خصوصی
شدم. در
همون
سالها
متوجه شدم
که مرتضی
ممیز در
همه جا هست
و کشف تازه
من دانشجو
نیست.
ممیز
همه جا بود.
در هر
سازمانی
که تعدادی
گرافیست
در اون
فعالیت می
کرد، سر می
زد. از همه
چیز در
زمینه
فعالیت
خودش خبر
داشت. با
همه صمیمی
بود به
نحویکه که
همه فکر می
کردند که
ممیز فقط
دوست شخصی
اوست. ممیز
خیلی دلش
میخواست
که آدم
معمولی
باشه،
سوار
اتوبوس می
شد و در
کیفش می شد
بلیط
اتوبوس
پیدا کرد.
ممیز صنفی
امرالله
فرهادی -
دبیر
انجمن
گرافیستهای
ایران
 |
|
| امرالله
فرهادی |
تاسیس
یک تشکل
صنفی برای
گرافیستها
در ایران
یکی از
نگرانیهای
اصلی ممیز
بود. در چند
سال قبل از
انقلاب
انجمنی
تشکیل شد
که
سرانجام
موفقیت
آمیزی
نداشت.
ممیز در
سالهای
بعد از
انقلاب با
برگزاری
یکسری
نشستهای
خصوصی با
بقیه
همکاران
در مورد
مشکلات و
مسایل
پیرامون
این حرفه
برگزار می
کرد. کم کم
این
نشستها به
جلسات
هفتاد
نفره
تبدیل شد
که در طی
همین
جلسات،
اولین
تعرفه
قیمت
کارهای
گرافیکی
در ایران
به تصویب
رسید. در
سال 1366 به
سرممداری
ایشون
اولین
نمایشگاه
گرافیک را
در ایران
برپا
کردیم که
میشه اون
را اولین
لشگرکشی
بزرگ
گرافیستها
در ایران
نامید.
اولین
تشکل رسمی
ما به صوت
تعاونی
ملزومات
گرافیک با
همت
ممیزتشکیل
شد که
بالاخره
در سال 1376 با
پیگریهای
مکرر
ایشون
اولین
انجمن
گرافیک در
ایران
پایه
گذاری شد.
|