نوروز
بازدید این موضوع : 885
بازدید کل مطالب این موضوع : 5426
کل مطالب این موضوع : 22
بازدید کل مطالب این موضوع : 5426
کل مطالب این موضوع : 22
جشن نوروز در میان همسایگان ایران
با اعلام ثبت نوروز در فهرست میراث معنوی سازمان فرهنگی ،علمی،و تربیتی ملل متحد ( یونسکو) در سال 1388 مردم کشورهای همسایه به استقبال جشن نوروز سال 1389همانند سالهای گذشته می روند. نوروز بزرگترین جشن ایرانیان از روزگار کهن تا به امروز است و همچنین نمایان ترین جشن های بهار در جهان محسوب می شود. با طلوع اسلام در ایران سرزمین "نوروز" زیباتر گردید و بزرگترین حادثه تاریخ اسلام به خصوص تشیع یعنی ولایت علی (ع) در روز غدیر خم از سوی پیامبر اسلام (ص) در نخستین روز بهار مصادف بانوروز باستانی بوده است.تشیع از همان ابتدا که با فرهنگ ایرانیان عجین گشت هیچ گاه به نوروز بی مهری نکرد و آن را مورد تقدیر قرار داد چرا که هر جزیی از آن آیین نمادی از ستایش زیبایی اخلاق انسانی و مهر دوستی است.
نوروز آیین جهان شمول زایش و رویش رستاخیز می باشد ،واژه عید در قرآن کریم یکبار در آیه 114 سوره مائده آمده است ، این جشن بزرگ و سنتی به دوران کهن تر از اوستا تعلق دارد ولی نام آن در اوستا نیست. ابو ریحان بیرونی عللی چند آورده که نمایان ترین آن نسبت نوروز به جمشید است که فردوسی موجب رواج و شهرت آن شده و اینکه جمشید پس از بر قرار ساختن نظام زندگی و عدل داد سر سال نو ، روز هرمز در فروردین به تخت نشست و مردم شادی کردند آ ن روز را "نوروز " خواندند،بیرونی می گوید "نوروز" پیشانی سال نو است.
13 بدر ، بزرگ ترین پیک نیک جهانی
در سیزدهمین روز از ماه دل انگیز فروردین، ایرانیان بنا بر سنتی دیرینه، به باغ و دشت و صحرا میروند و روز خود را بیرون از خانه سپری کردند.
برپایی جشن ها و آیین های ویژه روز سیزدهم فروردین ، ریشه باستانی و تاریخی دارد. مردم ایران در دوره های مختلف تاریخی، نوروز را جشن آفرینش و آغاز هستی و زایش می دانستند و پایان آن را روز 13 فروردین می پنداشتند؛ آن را بسیار مبارک و فرخنده می دانستند. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن و شادی که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را به باغ و صحرا می رفتند و در حقیقت به این ترتیب، رسمی بودن دوره نوروز را با شادی به پایان می رساندند.
پیشینه و انگیزه برگزاری جشن سیزدهم فروردین هر چه باشد؛ ایرانیان، در همه شهرها و روستاها، یک پارچه و هماهنگ، به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم، غذای ظهر را آماده می کنند و آجیل و خوردنی های سفره هفت سین را با خود برمی دارند و به دامان صحرا و طبیعت می روند؛ شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده فروردین است.
گردش ایرانیان در سیزدهمین روز از جشن نوروزی، بزرگترین پیک نیک جهانی است؛ در این روز پدرها و مادرها، پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها، نوه ها و نتیجه ها، در پیوند با طبیعت، در بوستان و دشت ها سفره ای پهن می کنند و نیمروزی را به شادی و تفریح می گذرانند.
برپایی جشن ها و آیین های ویژه روز سیزدهم فروردین ، ریشه باستانی و تاریخی دارد. مردم ایران در دوره های مختلف تاریخی، نوروز را جشن آفرینش و آغاز هستی و زایش می دانستند و پایان آن را روز 13 فروردین می پنداشتند؛ آن را بسیار مبارک و فرخنده می دانستند. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن و شادی که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را به باغ و صحرا می رفتند و در حقیقت به این ترتیب، رسمی بودن دوره نوروز را با شادی به پایان می رساندند.
پیشینه و انگیزه برگزاری جشن سیزدهم فروردین هر چه باشد؛ ایرانیان، در همه شهرها و روستاها، یک پارچه و هماهنگ، به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم، غذای ظهر را آماده می کنند و آجیل و خوردنی های سفره هفت سین را با خود برمی دارند و به دامان صحرا و طبیعت می روند؛ شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده فروردین است.
گردش ایرانیان در سیزدهمین روز از جشن نوروزی، بزرگترین پیک نیک جهانی است؛ در این روز پدرها و مادرها، پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها، نوه ها و نتیجه ها، در پیوند با طبیعت، در بوستان و دشت ها سفره ای پهن می کنند و نیمروزی را به شادی و تفریح می گذرانند.
نوروز در اسلام
نوروز واژهای است مركب از دو جزء كه روی هم به معنای روز نوین است و بر نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مییابد گذارده میشود. و اصل پهلوی این واژه نوك روچ یا نوك روز بوده است.
بیرونی در تعریف نوروز نقل میكند "نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام كردند، زیرا كه پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشنهاست."مورخین و محققان درباره جایگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر میرسد آریائیها از مهاجرت به فلات ایران و هم مرز شدن با تمدن میانرودان سال را به دو قسمت تقسیم میكردند كه هر یك با انقلابی شروع میشد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز این دو انقلاب بودند. یعنی هنگام انقلاب تابستانی جشن نوروز گرفته میشد و زمان انقلاب زمستانی جشن مهرگان پاس داشته میشد. برخی معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشنی بوده است كه در ایران قبل از ورود آریائیها وجود داشته است و اقوام قبل از آریائیها كه در فلات ایران ساكن بودهاند به آن عمل میكردهاند.
بیرونی در تعریف نوروز نقل میكند "نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام كردند، زیرا كه پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشنهاست."مورخین و محققان درباره جایگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر میرسد آریائیها از مهاجرت به فلات ایران و هم مرز شدن با تمدن میانرودان سال را به دو قسمت تقسیم میكردند كه هر یك با انقلابی شروع میشد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز این دو انقلاب بودند. یعنی هنگام انقلاب تابستانی جشن نوروز گرفته میشد و زمان انقلاب زمستانی جشن مهرگان پاس داشته میشد. برخی معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشنی بوده است كه در ایران قبل از ورود آریائیها وجود داشته است و اقوام قبل از آریائیها كه در فلات ایران ساكن بودهاند به آن عمل میكردهاند.
قاشق زنی از یادها رفت!
آتش بازى و جشن چهارشنبه سورى از قرنها پیش بین ایرانیان باب بوده و یكى از اعیاد مهم ملى محسوب مىشده كه پس از اسلام نیز به خاطر ملیت و فراگیرى این رسم در تمام مرز و بوم ایران به خاطر وجهه ملى دوام و قوامش برجا ماند. زمان گذشت و ساعت بارها نواخت تا چهارشنبه سورى نسل به نسل رنگ و لعاب ظاهرى اش را تغییر دهد. هجوم اقوام بیگانه و وضع قوانین جدیدشان جز در یكى دو برهه تاریخى مثل حمله اسكندر، اعراب و مغول نتوانست نقش آخرین سه شنبه سال را از خیال ایرانیان مسرور و سپاسگزار بزداید. مراسم ویژه این روز براى همه ایرانیان آشناست. همگام با تاریخ مراسم دیگرى به آن افزوده شد و بنا به همان مقتضیات زمانه كاهش یافت یا از بین رفت. نفس چهارشنبه سورى براى ایرانىها شناخته شده و همان آتش بازى و شادمانى و سپاسگزارى از خداوند بخشنده است.
از رسمهایى كه در گذر زمان ضمیمه سنت چهارشنبه سورى شد و عمرى پاینده یافت، قاشق زنى و فالگوشى است. این مراسم بنا به روایات متعدد در برهههاى زمانى ویژه اى متولد شد. برخى این مراسم را از ابتدا همراه و بخشى از جشن آخرین سه شنبه سال مىدانند. عده اى دیگر علاوه بر آتش بازى رسم ویژه اى براى هر شهر و منتسب به آن مىدانند. آنها معتقدند، جشن چهارشنبه سورى یك جشن ملى بوده و هر محلى براى خودش سنتى خاص دارد. سنت قاشق زنى براى اغلب تهرانىها آشنا و ملموس است. البته این رسم در برخى شهرهاى دیگر ایران وجود دارد و بعضى شهرها فاقد این گونه رسومند.
چرا هفت سین؟ در مورد نمادهای هفتسین
تا بحال فکر کرده اید چرا هفتسین؟ چرا مثلا شش سین یا پنج سین نمیگذاریم و همه میكوشیم حتما تعداد سینهای مان را به هفت تا برسانیم؟ با اینکه میدانیم عدد هفت در بسیاری از تمدنها مقدس است. حتی در بین جادوگران هفت عدد قدرتمندی است .در ایران باستان، جشنهایی به مناسبتهای گوناگون ملی و مذهبی برگزار میشد. اما از آن میان، هفت جشن جزء جشنهای واجب به شمار میآمد كه شش جشن، جشنهای گاهانبار یا سالگرد آفرینشهای شش گانه بود. این جشنها به ترتیب عبارتاند از: «مید یوزرم گاه»، جشن میانه بهار كه از 11 تا 15 اردیبهشت به مناسبت سالگرد آفرینش آسمان برگزار میشد. «میذ یوشم گاه» جشن نیمه تابستان از 11 تا 15 تیر به مناسبت سالگرد آفرینش آب «پیتی شهیم گاه»، به معنی «دانه آور»، سالگرد آفرینش زمین و فصل گردآوری غله است كه از 26 تا 30 شهریور برگزار میشد. «ایا سرم گاه»، از 26 تا 30 مهر است و سالگرد آفرینش گیاه و «برگشت» معنی میدهد، چون چوپان با گله بر میگردد و آغاز زمستان است. «مید یاریم گاه» به معنی «میان سال» كه سالگرد آفرینش چارپای مفید است و جشن میان زمستان، زمانی است كه برای دام انبار زمستانی میشود. «همسپد میدم گاه» به معنی «با هم بودن و با هم گرد آمدن» كه سالگرد آفرینش انسان است و پنج روز آخر سال برگزار میشود. هفتمین جشن از اعیاد هفتگانه واجب «نوروز» است. رسمهای بسیاری هم در حاشیه این جشن رواج داشت كه با عدد هفت پیوند خورده بود. به عنوان مثال، در میز سیمین مقابل شاه وقت، هفت گونه غله و شاخههای هفت نوع درخت را مینهادند، روی همان میز هفت بشقاب كاشی سفید و هفت درهم سفید از سكههای ضرب شده در عرض سال.
حاجی فیروز، آتش افروز
مراسم استقبال از نوروز، بسیاری پیش از فرا رسیدن سال نو آغاز میشد و همه حاکی از بشارت رسیدن بهار، سال نو و رستاخیز بود. انگیزههای دینی و ملی، هر دو دست به هم داده و این گونه شگفت، انتظار نوروز را با مراسم و جشنهایی پیش درآمد، درهم و همراه میکرد: چند روز به نوروز مانده در کوچهها آتش افروز میگردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر که رخت رنگ به رنگ میپوشیدند و به کلاه دراز و لباس شان زنگوله آویزان میکنند و به رویشان صورتک میزنند. یکی از آنها دو تخته را به هم میزند و اشعاری میخواند:
آتش افروز آمده، سالی یک روز آمده
آتش افروز صغیرم، سالی یک روز فقیرم
روده و پوده آمده، هر چی نبوده آمده.
و دیگری میرقصید و بازی در میآورد.
آتش افروز آمده، سالی یک روز آمده
آتش افروز صغیرم، سالی یک روز فقیرم
روده و پوده آمده، هر چی نبوده آمده.
و دیگری میرقصید و بازی در میآورد.
در این وقت میمون باز، بند باز، و لوطی، خرس به رقص و غیره کارشان رواج دارد و ترانههای ذیل خوانده میشود:
نوروز در فرهنگ اقوام مختلف
جهانی سازی یک نماد ملی
نوروز در ایران و چند کشور منطقه که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند جشن گرفته میشود، اما در چند سال اخیر برخی دیگر از کشورها آن را در قالب تعطیلات رسمیخود گنجانده اند و این نماد در حال تبدیل شدن به یک نماد جهانی است.
جشنها اصولاً هویت ملی و یا دینی هر ملتی را تشکیل میدهند و هر مراسمیبیانگر علائق، سلیقهها و فرهنگ ملت و تعلقات قومیآن به شمار میرود.
جشنها امروزه در بین تمامیاقوام مختلف برگزار میشود و این جشنها در هر نقطه و منطقه ای از زمین با دیگر نقاط متفاوت است و در صورتی که مراسمیحرکت خود را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود میتوان دلیل آن را وجود ارزشهای مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسانها و تمایل آنها در کنار هم زیستن و صلح است.
عید نوروز و جشنهای سال نو شمسی یکی از جشنهای مهم در بین ایرانیان است. این جشنها که با آغاز فصل بهار و بیداری طبیعت آغاز میشود همان حرکتی است که از یک فرهنگ ملی سرچشمه گرفته و در حال تبدیل شدن به یک "نماد جهانی" است.
نوروز در ایران و چند کشور منطقه که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند جشن گرفته میشود، اما در چند سال اخیر برخی دیگر از کشورها آن را در قالب تعطیلات رسمیخود گنجانده اند و این نماد در حال تبدیل شدن به یک نماد جهانی است.
جشنها اصولاً هویت ملی و یا دینی هر ملتی را تشکیل میدهند و هر مراسمیبیانگر علائق، سلیقهها و فرهنگ ملت و تعلقات قومیآن به شمار میرود.
جشنها امروزه در بین تمامیاقوام مختلف برگزار میشود و این جشنها در هر نقطه و منطقه ای از زمین با دیگر نقاط متفاوت است و در صورتی که مراسمیحرکت خود را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود میتوان دلیل آن را وجود ارزشهای مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسانها و تمایل آنها در کنار هم زیستن و صلح است.
عید نوروز و جشنهای سال نو شمسی یکی از جشنهای مهم در بین ایرانیان است. این جشنها که با آغاز فصل بهار و بیداری طبیعت آغاز میشود همان حرکتی است که از یک فرهنگ ملی سرچشمه گرفته و در حال تبدیل شدن به یک "نماد جهانی" است.
مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد چگونه برگزار میشود؟
شاید زرتشتیان در طول تاریخ بیشترین کوشش را برای نگهداری جشن نوروز که بخشهایی از آن به آیینهای دینی آنان تعلق دارد داشتهاند. با این وجود امروزه آیینهای نوروزی در روستاهای مختلف زرتشتی نشین متفاوت است.
روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، مجمر آتش و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. حدود ساعت پنج صبح سپیدی کلاه مردان زرتشتی در جرقههای آتش نمایان میشود.
همزمان با بر افروختن آتش آهنگهای نوروزی که از بلند گو پخش میشود، سکوت قاسم آباد را میشکند.
کیخسرو ماوندادی یکی از ساکنین محله قاسم آباد دلیل آتش افروزی بر بامها را توضیح میدهد. او بیاد میآورد که در گذشته اجرای این مراسم با موسیقی زنده همراه بوده است:
روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، مجمر آتش و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. حدود ساعت پنج صبح سپیدی کلاه مردان زرتشتی در جرقههای آتش نمایان میشود.
همزمان با بر افروختن آتش آهنگهای نوروزی که از بلند گو پخش میشود، سکوت قاسم آباد را میشکند.
کیخسرو ماوندادی یکی از ساکنین محله قاسم آباد دلیل آتش افروزی بر بامها را توضیح میدهد. او بیاد میآورد که در گذشته اجرای این مراسم با موسیقی زنده همراه بوده است:
مراسم نوروز در زمان ساسانیان چگونه برگزار میشد؟
در عهد ساسانیان، نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در كار بوده است و به تحقیق میتوان گفت كه در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تكلفات به جا نمیآوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات كافی در دست است. از جمله كارهایی كه در ایام نوروز درعهد ساسانیان انجام میگرفت این بود كه در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه میدیدند و به عزل و نصب حكام میپرداختند
دكتر «اردشیر خدادایان» كارشناس تاریخ باستان و استاد دانشگاه شهید بهشتی معتقد است كه:
«آیین ساسانیان در این ایام چنین بود كه پادشاه به روزنوروز بار عام را شروع میكرد و حقهای حشم و لشكر را میگزارد و حاجت آن را روا میكرد و بعد از آن زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو مینمود، به عنوان نمونه شاپور دوم به دانیال نامی كه سردار نظامی او بود در روز نوروز خلعت داد و انوشیروان و بقیه پادشاهان در نوروز متهمان را میبخشیدند و به كسانی كه در جنگ پیروز میشدند جایزه میدادند و حتی به كشاورزان و دامپروان نمونه نیز هدایا و خلعت میدادند.»
«آیین ساسانیان در این ایام چنین بود كه پادشاه به روزنوروز بار عام را شروع میكرد و حقهای حشم و لشكر را میگزارد و حاجت آن را روا میكرد و بعد از آن زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو مینمود، به عنوان نمونه شاپور دوم به دانیال نامی كه سردار نظامی او بود در روز نوروز خلعت داد و انوشیروان و بقیه پادشاهان در نوروز متهمان را میبخشیدند و به كسانی كه در جنگ پیروز میشدند جایزه میدادند و حتی به كشاورزان و دامپروان نمونه نیز هدایا و خلعت میدادند.»
ساسانیان نوروز را«نوك روژ» میگفتند: «به موجب روایت دینكرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالك خویش را قرین شادی و خرمی میكرد و در این عید كسانی كه كارمیكردند، دست از كار كشیده و به استراحت و شادمانی میپرداختند.
جشن آبپاشان؛ از مراسم باستانی ویژه نوروز
جشن آبریزگان، علل پیدایش
برابر با روایت ابوریحان بیرونی، منشأ جشن مربوط است به زمان جمشید. در این زمان عدد جانوران و آدمی آنقدر زیاد شد که دیگر جایی باقی نماند. خداوند زمین را سه برابر فراخ تر گردانید و فرمود مردم غسل کنند تا از گناهان پاک شوند، و از آن گاه جشن آبریزگان به یادگار ماند. ابوریحان در ضمن شرحی که راجع به جشن تیرگان آورده، آن را نیز مربوط به کی خسرو کرده است که در ساوه بر کوهی بالا رفت. کنار چشمه ای خواست برآساید که فرشته ای به وی نمودار گشت. کی خسرو از هوش برفت. بیژن پسر گودرز سر رسید و از آب چشمه به چهره شاه پاشید تا هوش آید. و از آن زمان رسم اغتسال و شست و شو و آب پاشیدن به هم یادگار ماند.
برابر با روایت ابوریحان بیرونی، منشأ جشن مربوط است به زمان جمشید. در این زمان عدد جانوران و آدمی آنقدر زیاد شد که دیگر جایی باقی نماند. خداوند زمین را سه برابر فراخ تر گردانید و فرمود مردم غسل کنند تا از گناهان پاک شوند، و از آن گاه جشن آبریزگان به یادگار ماند. ابوریحان در ضمن شرحی که راجع به جشن تیرگان آورده، آن را نیز مربوط به کی خسرو کرده است که در ساوه بر کوهی بالا رفت. کنار چشمه ای خواست برآساید که فرشته ای به وی نمودار گشت. کی خسرو از هوش برفت. بیژن پسر گودرز سر رسید و از آب چشمه به چهره شاه پاشید تا هوش آید. و از آن زمان رسم اغتسال و شست و شو و آب پاشیدن به هم یادگار ماند.
جشن آبریزگان _ آبریزان، آب پاشان، نوروز طبری، جشن سرشوری، آفریجکان و عیدالاغتسال، در مآخذ دیگر چندان قدیم نیست و به عهده ساسانیان مربوط میشود، هر چند چنان که خواهد آمد بدان رنگ و رسم تازی نیز داده اند که چیز تازه ای نیست؛ ابن فقیه همدانی، در اواخر سده سوم، آورده که:
«در روزگاز شهریاری فیروز بن یزگرد بن بهرام ( 459_ 483 میلادی ) هفت سال مردم ایران باران ندیدند. آن گاه مردی در جوانق درگذشت. فیروز کسانی برای تحقیق حال آن مرد فرستاد. فرستادگان دیدندش که او را سه انبار گندم بوده است. این خبر را به فیروز دادند. فیروز آن کس را که این مژده آورده بود، چهار هزار درهم بداد و گفت: سپاس خداوند را که هفت سال مملکت مرا باران نداد و با این همه یک تن از گرسنگی نمرد.
«در روزگاز شهریاری فیروز بن یزگرد بن بهرام ( 459_ 483 میلادی ) هفت سال مردم ایران باران ندیدند. آن گاه مردی در جوانق درگذشت. فیروز کسانی برای تحقیق حال آن مرد فرستاد. فرستادگان دیدندش که او را سه انبار گندم بوده است. این خبر را به فیروز دادند. فیروز آن کس را که این مژده آورده بود، چهار هزار درهم بداد و گفت: سپاس خداوند را که هفت سال مملکت مرا باران نداد و با این همه یک تن از گرسنگی نمرد.
< قبلی بعدی >

