
شعر درمورد بی حرمتی گلشیفته فرهانی
آزاده تر که بود ز زن های این جهان؟
آن کس که کرد پیکر عریان خود عیان؟
گر این بُوَد رهایی انسان که ای گلی!
هر تن فروش گشته رها طبق این گمان
نشنیده ای تو ناله ی مردم ز خاک خود؟
ای گل! تو “مثل مادر”معصوممان بمان
رحمی اگر به پاکی روحت نمیکنی
بر حرمت “به نام پدر” کن تنت نهان
عریانی تو عین اسیری برای توست
آزادی اش برای هوس های هرزه شان
ما را هزار امید به بازیگری چو گل
تو گرم بازی سیه زشت دیگران
ما در سماع ساز تو مدهوش و گشته ای
رقّاصه ای به نغمه ی دشمن در این میان
مال خود تو هست تن و جان تو ولی
ترسم بر او ز سیلی ویران گر خزان
دیدم پس دو دیده ی عصیان گرت که بود
از ترس کودکانه ی تنهاییت نشان
ترسم که نام گل صفتت همچو لکه ای
ممتد شود به ننگ به پیشانی زمان
بودی عزیز بین کسانت چه حیف شد
گشتی عروسک ید پنهان ناکسان



جملات ممنوع در زندگی مشترک...
شهرام ناظری: بعضیها اتو دست گرفتند...
صحبت های علی مصفا در آستانه افتتاح ...
محمد سلوکی: کمی لاغر شدم، گفتند مع...
امیر جعفری با این وضعیت خوب شد که د...
دلایل حذف محسن یگانه از تلویزیون...
فال روز (۱۶ اسفند- ۶ مارچ)...
با رعایت چند نکته مهم دوران عقدتان ...
طنز فردوسی پور: تصادفی در کار نبود،...
چگونه دوست دختر پیدا کنیم؟...
برنامه این هفته گپ در مورد محسنات ت...
مصاحبه با رامبد جوان به شیوه برنامه...
طنز تلخ پَ نه پَ...
فیلم خوابم میاد معرکه ای از نوستالژ...
کابل HDMI و تلویزیون full HD یعنی چ... 

